تبلیغات
۞ یا لثارات الحسین ۞ - ره عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

«رَه عشق»

http://betterlearning.persiangig.com/image/sham.jpg

هر لحظه که می گذرد ابن اصل در اعماق وجودم بیشتر نقش می بندد که هر چه ره عشق دشوار تر می شود وصال ، فروزان تر می شود ... یادم آمد شب تقدیر خلایق به شَه اِنس و ملائِک گفتم هر چه تقدیر است خط زَن ... سرِ لوحِ تقدیرم اسم معشوقم زَن ... یادم آمد مثل پروانه به دور عشق می چرخیدیم ... یادم آمد عشق همه را راهی کرد و مرا همــراهی کرد ... شمع از این پروانه خوشش آمده بود ، همه را دور و مرا نزدیک زد ... یادم آمد شعله ی عشق مرا آتش  زد ... یادم آمد در مسیر دیگری  بودم که ناگه ... عشق مرا کردم نگه ... ره عشق را در سکوتِ سحرا پیش گرفتم ... راهی سفر عشق بودیم همه را گفت از این مسیر آسان ، سوی من آیید ... نمی دانم چه سرّی  با معشوق دارم که مرا چیز دیگری  فرمود ... مرا کنار اقیانوس خروشان آورد ... اقیانوس خروشانی که جلوه ی  خشمش هایش هر بیننده ای  را از تصور طی طریق باز می داشت ...  و من  تنها به دنبال قایقی برای عبور بودم ... عشق حتی ساختن قایق را هم برایم دشوار کرده بود ... یاد آن اصل سرآغاز کلامم کردم ... گفتن حتماً مر ا بعد وصال ، فروزان ترم می خواهد ... در پِی ساختن آن تنها وسیله ی   گذرم ،  چون مرغ عشق از این شاخه به آن شاخه جهیدم ... بار ها خسته و مایوی  بریدم ... قایقم آماده شد ... و من راهی آن کشتی نجات بین دریای هلاکت شدم ....

ادامه دارد...




طبقه بندی: دفتر شعر، 
برچسب ها: عشق،  

تاریخ : سه شنبه 15 بهمن 1392 | 02:26 ق.ظ | نویسنده : یالثارات الحسین | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.