تبلیغات
۞ یا لثارات الحسین ۞ - ابر های غفلت

بسم الله  الرحمن الرحیم

«ابر های غفلت»

دوباره دلم به هوای هم صحبتی گرفت ... مثل گنجشکِ روز های سردِ برفی همه جا پرگرفتم ... اما ...دلم آرام نگرفت ...

پی در پی ، پیِ یار ، خود را سِر قرار یافتم ... هم یار را ... و هم دلم را قرار ... نیافتم ... 

به گمانم کسی قایق هایم را گرفته ... و مرا در جزیره ی تنهاییم ... در چنگال خود اسیر گرفته ...

احساس می کنم همه چیز بوی تکرار گرفته ... حتی این احساس هم ، بوی تکرار گرفته ... دوباره طلوع سردِ آن توپ آتشین ... دوباره بارش یکنواخت آن ستاره های ریزِ برفی ... دوباره وزش سرد ،  که ابر را زِ روی خورشید  کنار زده و ابر دیگر را جای آن می زند ... دوباره آن غروبِ نامعلوم ... دوباره ... و بازهم دوباره ....  

به گمانم باید به دنبال پدیده ای نو باشم ... به دنبال آفتابی  که سرمای دلتنگیم را بزداید ... آفتابی که با نور و گرمایش  همه جا را زِ سردی و تاریکی درآورد ... آفتابی که ابرهای غفلتم پرده بروی چهره ی زیبایش کشیده ...

نمی دانم این چه کاریست؟!! ... نشسته ام منتظِر دیدنِ یارِخورشید رخم ... باید اول ابر ها را زدود ...   

 




طبقه بندی: حضرت مهدی (عج)،  دفتر شعر، 
برچسب ها: مهدی (عج)، دلتنگی، ابر های غفلت،  

تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392 | 08:14 ب.ظ | نویسنده : یالثارات الحسین | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.