تبلیغات
۞ یا لثارات الحسین ۞ - سقای آب و ادب

حسین در مقابل پیکر به خون نشسته ادب زانو می زند .

عباس به دنبال دست های خود می گردد تا برای برخاستن به رسم ادب از آن ها مدد بگیرد.

-عباسم !ستون استواری هستی ام

-شرمسارم از این حال و روز مولایم!کمترین اقتضای ادب ایستادن تمام قد پیش پای شماست.

-این پیکر به خون نشسته ات ستاد ایستادگی است و همه مردان عالم را معلم مردانگی!جانم فدای چشم هایتان،چرا گریه می کنید؟

-چه آورده اند بر سر تنها ذخیره اخوتم!عباس من دست هایت کو؟

-به شوق دیدار شما دست و پا گم کرده ام.

-سرت؟!چه به روز سرت آمده عباس؟

-سر را چه منزلت،پیش پای عشق شما؟!

-بگذار این تیغ ها و تیر ها را از تن و بدنت بیرون بکشم.

-این ها نشان های عشق شماست بر پیکر من.عمری چشم انتظار دریافت این نشان ها بوده ام.

- چشمانت!چه کرده اند با چشم های تو این بی چشم و رو ترین خلق عالم؟!

- دست اگر می داشتم این دو چشم را زیر پایتان فرش می کردم.

-عباس من!

- عباسی نمانده است.این جامه از عباس تهی شده است.این تماما حضور شماست که در جامه ی من و جامه ی تن،خانه کرده است.

سید مهدی شجاعی در کتاب"سقای آب و ادب" با زبانی شیوا و رسا به توصیف حضرت عباس (ع) پرداخته است.این کتاب شامل ده فصل (عباس ادب،عباس علی,عباس زینب و ...)می باشد که نویسنده به توصیفات اطرافیان حضرت در مورد ایشان می پردازد.

...
این آخرین ضربه ی دشمن است که پیش می آید و مرا از شرمساری کودکانت می رهاند.
ای خدا! این فاطمه است، این زهرای مرضیه است که آغوش گشوده است تا سر مرا به دامن بگیرد.
این فاطمه است که فریاد می زند:پسرم!عباسم!
من کی ام!جان هستی فدای لحظه ی دیدارت فاطمه جان!
برادرم!حسین جان!مادرمان فاطمه مرا به فرزندی قبول کرده است.
اکنون برادرت را دریاب،برادرم!
______________________________________
اولین باری بود که حضرت ابوالفضل امام حسین (ع) را برادر صدا می زد...شاید چون حضرت فاطمه او را به فرزندی قبول کرده بود ...

خواندن این کتاب را در این ایام از دست ندهید.  




طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ابولفضل، غباس،  

تاریخ : چهارشنبه 29 آبان 1392 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : یالثارات الحسین | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.